
سلام و پوزش از تاخیر طولانی
۱. بدترین چیز دنیا واسه من اینه که از کارهام ، حرفام و افكارم سو ء برداشت بشه! خيلي ناراحت مي شم كه خلاف اون چيزي كه هستم فهميده شدم . مثبت يا منفي اش هم فرقي نمي كنه!
۲. طول هفته گذشته اوج نابساماني روحي من بود . نمي خوام درين مورد چيزي بگم . بايد تحمل كنم!!!!
۳.اين متن حكم آقاي خميني در باره اعدام هاي سال ۶۷ است. بدون هيچ توضيحي:
متن حکم خمینی چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم. از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هرچه می گویند از روی حیله ونفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده اند، و با توجه به محارب بودن آنها و جنگ های کلاسیک آنها در شمال، غرب و جنوب کشور با همکاری های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنها با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنها از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجت الاسلام نیری، دامت افاضات قاضی شرع، و جناب آقای اشراقی دادستان تهران و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد. رحم بر محاربین ساده اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم وکینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید.»
۴.به يه عاشق قديمي فكر مي كنم و دغدغه هاش ... . كه چي كار مي تونم براش بكنم...
۵. اينم شعر امروز:( براي عاشق قديمي و ...)
وقتي آبي از دريا رخت بربندد،
براي دريا چه تفاوتي دارد
كه مردي در موج هاي بي رحمش
در تكاپوي مرگ دست و پا بزند؟
يا كه ماهي كوچك سرخي
دلباخته آبي از دست رفته
هر شب تا صبح گريه كند.
از كالبد سرد دريا
روح آبي گريخته بود و
هويتش بوي متعفن بي رنگي ميداد...
در اين خاموشي بي رمق
اصلا" بگذار
ماهي بگريد
و مرد بميرد
كه ديگر دريا ، دريا نيست
كه ديگر دريا ، دريا نيست
اخبار امروز
۱.مجتبي لطفي روزنامهنگار و عضو دفتر آيتالله منتظري پس از تحمل 10 ماه حبس آزاد شد
۲.ادعای عجیب یا لثارات درباره گنجی از زبان باقي: گنجى از دايره دين خارج شده است!
۳.موسوي خوئينيها دبير كل مجمع روحانيون مبارز شد
۵.دستگيري عضو القاعده در تركيه
مقالات امروز
۱. گوارای عقلای عراق ؛ مسعود بهنود
۲. سوسيال اللهي هاي جهان متحد شويد؛ سيد ابراهيم نبوي
۳. ترور و پروندههاي "زمين خواري"؛ حسين باستاني
۴.نان و پنير هسته ای !؛ احمد شيرزاد

۵.ارزشهاي عصر روشنگري؛ احمد زيدآبادي
با توجه به مشکلات روحی فراوان امروز فقط شعر علی کوچیکه فروغ رو می نویسم . دلم می خواد ...
علي كوچيكه
علي بونه گير
نصف شب از خواب پريد
چشماشو هي ماليد با دس
سه چار تا خميازه كشيد
پا شد نشس
چي ديده بود ؟
چي ديده بود ؟
خواب يه ماهي ديده بود
يه ماهي انگار كه يه كپه دو زاري
انگار كه يه طاقه حرير
با حاشيه منجوق كاري
انگار كه رو برگ گل لاله عباسي
خامه دوزيش كرده بودن
قايم موشك بازي مي كردن تو چشاش
دو تا نگين گرد صاف الماسي
همچي يواش
همچي يواش
خودشو رو آب دراز مي كرد
كه بادبزن فرنگياش
صورت آبو ناز مي كرد
بوي تنش بوي كتابچه هاي نو
بوي يه صفر گنده و پهلوش يه دو
بوي شباي عيد و آشپزخونه و نذري پزون
شمردن ستاره ها تو رختخواب رو پشت بون
ريختن بارون رو آجر فرش حياط
بوي لواشك بوي شوكولات
انگار تو آب گوهر شب چراغ مي رفت
انگار كه دختر كوچيكه شاپريون
تو يه كجاوه بلور
به سير باغ و راغ مي رفت
دور و ورش گل ريزون
بالاي سرش نور بارون
شايد كه از طايفه جن و پري بود ماهيه
شايد كه از اون ماهياي ددري بود ماهيه
شايد كه يه خيال تند سرسري بود ماهيه
هر چي كه بود
هر كي كه بود
علي كوچيكه
محو تماشاش شده بود
واله و شيداش شده بود
همچي كه دس برد كه به اون
رنگ روون
نور جوون
نقره نشون
دس بزنه
برق زد و بارون زد و آب سيا شد
شيكم زمين زير تن ماهي وا شد
دسه گلا دور شدن و دود شدن
شمشاي نور سوختن و نابود شدن
باز مث هر شب رو سر علي كوچيكه
دسمال آسمون پر از گلابي
نه چشمه اي نه ماهيي نه خوابي
با د توي بادگيرا نفس نفس مي زد
زلفاي بيد و ميكشيد
از روي لنگاي دراز گل آغا
چادر نماز كودريشو پس مي زد
رو بندرخت
پيرهن زيرا و عرق گيرا
ميكشيدن به تن همديگهو حالي بحالي ميشدن
انگار كه از فكراي بد
هي پر و خالي ميشدن
سيرسيركا
سازار و كوك كرده بودن و ساز مي زدن
همچي كه باد آروم مي شد
قورباغه ها ز ته باغچه زير آواز مي زدن
شب مث هر شب بود و چن شب پيش و شبهاي ديگه
آمو علي
تو نخ يه دنياي ديگه
علي كوچيكه
سحر شده بود
نقره نابش رو ميخواس
ماهي خواابش رو مي خواس
راه آب بود و قر قر آب
علي كوچيكه و حوض پر آب
علي كوچيكه
علي كوچيكه
نكنه تو جات وول بخوري
حرفاي ننه قمر خانم
يادت بره گول بخوري
تو خواب اگه ماهي ديدي خير باشه
خواب كجا حوض پر از آب كجا
كاري نكني كه اسمتو
توي كتابا بنويسن
سيا كنن طلسمتو
آب مث خواب نيس كه آدم
از اين سرش فرو بره
از اون سرش بيرون بياد
تو چار راهاش وقت خطر
صداي سوت سوتك پاسبون بياد
شكر خدا پات رو زمين محكمه
كور و كچل نيسي علي سلامتي چي چيت كمه؟
مي توني بري شابدوالعظيم
ماشين دودي سوار بشي
قد بكشي خال بكوبي
جاهل پامنار بشي
حيفه آدم اين همه چيزاي قشنگو نبينه
الا كلنگ سوار نشه
شهر فرنگو نبينه
فصل حالا فصل گوجه و سيب و خيار بستنيس
چن روز ديگه تو تكيه سينه زنيس
اي علي اي علي ديوونه
تخت فنري بهتره يا تخته مرده شور خونه ؟
گيرم تو هم خود تو به آب شور زدي
رفتي و اون كولي خانومو به تور زدي
ماهي چيه ؟ ماهي كه ايمون نميشه نون نميشه
اون يه وجب پوست تنش واسه فاطي تنبون نميشه
دس كه به ماهي بزني از سرتا پات بو ميگريه
بوت تو دماغا مي پيچه
دنيا ازت رو ميگيره
بگير بخواب بگير بخواب
كه كار باطل نكني
با فكراي صد تا يه غاز
حل مسائل نكني
سر تو بذار رو ناز بالش بذار بهم بياد چشت
قاچ زين و محكم چنگ بزن كه اسب سواري پيشكشت
حوصله آب ديگه داشت سر ميرفت
خودشو مي ريخت تو پاشوره در مي رفت
انگار مي خواس تو تاريكي
داد بكشه آهاي زكي !
اين حرفا حرف اون كسونيس كه اگه
يه بار تو عمرشون زد و يه خواب ديدن
خواب پياز و ترشي و دوغ و چلوكباب ديدن
ماهي چيكار به كار يه خيك شيكم تغار داره
ماهي كه سهله سگشم
از اين تغارا عار داره
ماهي تو آب مي چرخه و ستاره دست چين ميكنه
اونوخ به خواب هر كي رفت
خوابشو از ستاره سنگين ميكنه
مي برتش مي برتش
از توي اين دنياي دلمرده ي چارديواريا
نق نق نحس ساعتا خستگيا بيكاريا
دنياي آش رشته و وراجي و شلختگي
درد قولنج و درد پر خوردن و درد اختگي
دنياي بشكن زدن و لوس بازي
عروس دوماد بازي و ناموس بازي
دنياي هي خيابونا رو الكي گز كردن
از عربي خوندن يه لچك بسر حظ كردن
دنياي صبح سحرا
تو توپخونه
تماشاي دار زدن
نصف شبا
رو قصه آقابالاخان زار زدن
دنيايي كه هر وخت خداش
تو كوچه هاش پا ميذاره
يه دسه خاله خانباجي از عقب سرش
يه دسه قداره كش از جلوش مياد
دنيايي كه هر جا ميري
صداي راديوش مياد
ميبرتش ميبرتش از توي اين همبونه كرم و كثافت و مرض
به آبياي پاك و صاف آسمون ميبرتش
به سادگي كهكشوي مي برتش
آب از سر يه شاپرك گذشته بود و داشت حالا فروش ميداد
علي كوچيكه
نشسته بود كنار حوض
حرفاي آبو گوش ميداد
انگار كه از اون ته ته ها
از پشت گلكاري نورا يه كسي صداش مي زد
آه ميكشيد
دس عرق كرده و سردش رو يواش به پاش مي زد
انگار ميگفت يك دو سه
نپريدي ؟ هه هه هه
من توي اون تاريكياي ته آبم بخدا
حرفمو باور كن علي
ماهي خوابم بخدا
دادم تمام سرسرا رو آب و جارو بكنن
پرده هاي مرواري رو
اين رو و آن رو بكنن
به نوكران با وفام سپردم
كجاوه بلورمم آوردم
سه چار تا منزل كه از اينجا دور بشيم
به سبزه زاراي هميشه سبز دريا مي رسيم
به گله هاي كف كه چوپون ندارن
به دالوناي نور كه پايون ندارن
به قصراي صدف كه پايون ندارن
يادت باشه از سر راه
هفت هشت تا دونه مرواري
جمع كني كه بعد باهاشون تو بيكاري
يه قل دو قل بازي كنيم
اي علي من بچه دريام نفسم پاكه علي
دريا همونجاس كه همونجا آخر خاكه علي
هر كي كه دريا رو به عمرش نديده
اززندگيش چي فهميده ؟
خسته شدم حالم بهم خورد از اين بوي لجن
انقده پا به پا نكن كه دو تايي
تا خرخره فرو بريم توي لجن
بپر بيا وگرنه اي علي كوچيكه
مجبور ميشم بهت بگم نه تو نه من
آب يهو بالا اومد و هلفي كرد و تو كشيد
انگار كه آب جفتشو جست و تو خودش فرو كشيد
دايره هاي نقره اي
توي خودشون
چرخيدن و چرخيدن و خسته شدن
موجا كشاله كردن و از سر نو
به زنجيراي ته حوض بسته شدن
قل قل قل تالاپ تالاپ
قل قل قل تالاپ تالاپ
چرخ مي زدن رو سطح آب
تو تاريكي چن تا حباب
علي كجاس ؟
تو باغچه
چي ميچينه ؟
آلوچه
آلوچه باغ بالا
جرات داري ؟ بسم الله
سلام
۱. نمی دونم تو این مجلس چه خبره!؟ خودشون میبُرن ، خودشون مي دوزن...!!!! هركاري دوس دارن مي كنن. همه جاي دنيا وقتي مخالف صحبت نمي كنه، موافق هم صحبت نمي كنه! اينجا آقاي رئيس مجلس خودشو مي كشه كه مخالف صحبت نكنه، بعد موافق ها تند تند پشت سر هم از اين دولت گل و بلبل تعريف كنن. الحق كه بايد گفت : خسته نباشيد!!!!!
۲. سوريه نسبت به حركت خلاف عرف ديپلماتيك ا.ن در استقبال از اسد در خيابون فلسطين اعتراض كرد. حركت اينقدر ضايع بوده كه سوريه هم تحمل نكرد.!!!!
۳.به سلامتي و مباركي و به كوري چشم اونايي كه زنده موندن گنجي رو تحمل ندارن، اكبرآقا اعتصابشو شكونده . اين خبر رو همسرش در مصاحبه اي ديشب خبر داد. خدا را شكر.
۴. متن مصاحبه افشا گرانه مينا انتظاري يكي از نجات يافتگان زندان هاي جمهوري اسلامي رو بخونيد تا بدونيد در اين كشور چه مي گذرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
۵. اينم شعر امروز:( اين شعر رو خيلي دوست دارم لطفا" با احترام بخونين)
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود كه خواب سر چشمه را در خيال پياله مي ديديم
دستهامان خالي بود
دلهامان پُر
گفتگوهامان مثلا" يعني ما!
كاش مي دانستيم
هيچ پروانهئي پريروز پيلگي خويش را به ياد نمي آورد.
اخبار امروز
۱.اطلاعيه دفتر تحكيم وحدت در استقبال از پايان اعتصاي غذاي گنجي
۲.صدور حكم زندان تعزيري براي يك عضو سابق دفتر تحكيم وحدت
۳.حضور شعله سعدي در شعبهي 26 دادگاه انقلاب
۴.عضو نفتي انصار حزب الله وپاسخ وي
۵.سردار طلائي: تذكر دهندگان اخلاقي با لباس شخصي در ميدان ونك ماموران پليس هستند
مقالات امروز
۱. چرا نگران نباشند؛مسعود بهنود 
۲. کابینه و رایاعتماد سازی؛سيد ابراهيم نبوي
۳. داستانهايي که از"تعهد" به خاطر میآوريم؛ اميد معماريان 
۴.شواليه روشنفكران قرن بيستم ؛ بابك احمدي 