تبليغاتX
علی کوچیکه
چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان/ تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی

روزشمار آزادی اکبر گنجیganji

۱۰ روز تا آزادی    

+ نوشته شده در  Fri 3 Mar 2006ساعت 11:17  توسط علی  | 

 

چه عصیانی؟ واقعا" چه عصیانی؟؟

این روزا هر چی می شنوم همش حرف عصیانه! عصیان و اعتراض!!چه آرامشی

عصیان در اعتراض به وضع موجود ، هرچی باشه! یکی در اعتراض به تبعیضی که علیه قومیت و هویتش می شه ، یکی علیه جبری که روزگار بزور بهش تحمیل کرده ، یکی (البته ببخشید دو نفر) در اعتراض به اون چیزی که از هم دورشون نگه داشته! خلاصه هرکی علیه یه چیزی.

ولی من چرا باید عصیان کنم یا اعتراض داشته باشم؟!! واقعا" من باید به چی اعتراض کنم؟!

نه اینکه من چیزی واسه عصیان یا اعتراض نداشته باشم نه!! چرا فراوون دارم تموم اون چیزایی که از سر صبح تا بوق شب با هاشون درگیرم قابل اعتراضن و میشه علیه شون عصیان کرد. ولی ...

ولی من این روزا چیزی دارم که می تونم باهاش چنان بخزم تو لاک عافیت که واژه های عصیان و اعتراض رو اصلا" از لغت نامه ذهنم پاک کنه!!!

دوست دارید بدونین اون چیه؟؟؟

شرمنده ام !!!!! گفتن نگین!!!!!!!

آمده ام که سر نهم  عشق تو را به سر برم

ورتو بگوی ام که نه  نی شکنم شکر برم


روزشمار آزادی اکبر گنجی15 روز تا آزادی اکبر گنجی

 ۱۵ روز تا آزادی    

+ نوشته شده در  Wed 1 Mar 2006ساعت 20:52  توسط علی  |